الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
503
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
« تو شك كردى و به انتظار نشستى و با خود درگير شدى ، در حالى كه نزد ما از مطمئنترين افراد ، و به گمانم از همه كس زودتر به يارى من مىشتابى ! پس چه چيز تو را از خاندان پيامبرت باز نشاند و باعث شد تا از يارى آنها خوددارى كنى ؟ ! » عرض كرد : يا اميرالمومنين ! كارها را به گذشتهها باز نگردانيد و مرا به خاطر آنچه گذشته سرزنش نفرماييد ! علاقهء قلبى و خيرخواهى خالصانه من پيش از اينها به شما بوده است و اينك امورى باقى مانده كه دوست و دشمن را در آن امور باز مىشناسيد ! امام عليه السلام با شنيدن سخنان وى ساكت ماند و سليمان اندكى نشست و سپس برخاست و نزد حسنبن على كه در مسجد نشسته بود ، رفت و عرض كرد : آيا شما از اميرالمؤمنين عليه السلام و آنچه من از توبيخ و سركوب از او شنيدم تعجب نمىكنيد ؟ ! امام حسن عليه السلام پس از شنيدن سخن وى فرمود : « او فقط كسى را سرزنش مىكند كه اميد دوستى و خيرخواهى او را داشته است ! » عرض كرد : البته امورى باقى مانده است كه در آن امور نيزهها يك جا جمع شده و شمشيرها از نيام در آمده است و به مردانى نظير من نياز است ، بنابراين مرا در هالهاى از سرزنش نپوشانيد و خيرخواهى مرا به ديدهء تهمت ننگريد ! امام حسن عليه السلام پس از شنيدن سخن او فرمود : « خدا تو را بيامرزد ،